خانه / مطالب و دانستنی ها / ایا میدانید / چرا به مختار کذاب می گفتند

چرا به مختار کذاب می گفتند

چرا به مختار کذاب می گفتند

به چه دلیل به مختار کذاب می گویند

چرا به مختار کذاب می گفتند

چرا به مختار کذاب است

نخستین سرنخ ها را می توان در ساز و کار روایت سازی آل زبیر جویید. چرا که این تبار اشتغال به جعل و روایت سازی داشتند تا آنجا که کتب مسلمانان مملو از روایات ایشان است. این خاندان با وجود ۲۶۱ راوی گوی سبقت را از همه خاندانهای اسلامی ربوده و در میان خویش به یک بنگاه بزرگ و بی نظیر تولید و نشر حدیث تبدیل شده بودند.

تا آنجا که شمار راویان این طایفه حتی از خاندان پیامبر یعنی بنی هاشم نیز بیشتر است. با توجه به رقابت مختار با آل زبیر، می توان این انگاره را در خود پرورید که شاید همین دستگاه زبیری بود که این سخن را به مختار نسبت داد. بدین منظور با تامل در گزارشهای تاریخی و با این احتمال به واکاوی ادعای کذاب بودن مختار می پردازیم.
و اما نخستین گزارش تاریخی که اتهام کذاب را به مختار در قالب روایی در آن ذکر شده، روایتی است از اسماء دختر ابوبکر و مادر عبدالله بن زبیر که با استناد به سخن پیامبر مدعی بود، که آن پیامبر فرمود: «يكون في ثقيف كذّاب و مبير»، «از ثقیف دو نفر ظهور می کنند یکی دروغگو و دیگری ویرانگر». اسماء در توضیح این حدیث چنین می افزاید: «دروغگو مختار بود و ویرانگر حجاج بن یوسف».

گفتنی است این روایت را زمانی نقل می کند که حجاج بن یوسف به مکه حمله کرده و پسرش عبدالله را به قتل رسانده بود، و او با حجاج روبرو شده بود. البته حجاج نیز در پاسخ او گفت: تو پیر و خرفت شده ای.[۴] پس مشخص شد که این روایت نخستین بار از سوی یکی از زبیریان مطرح شده است. ناگفته نماند این روایت به همین سبک از زنی به نام، سلامة دختر حرّ «أسدی» یا «ازدی» نیز نقل شده است.

اما به نظر می آید که او این سخن را به پیامبر نسبت داده است، چرا که گزارهاش تاریخی هیچ اشاره ای به اینکه او این سخن را از پیامبر شنیده باشد بدست نمی دهند و اینکه این روایت تنها از این دو زن یعنی اسماء دختر ابوبکر و سلامه دختر حر نقل شده است و دیگران از صحابه و بویژه از مردان کسی آن را بیان نکرده، موجب شک در این روایت است. از قلم نیافتد اینکه این «سلامه» خواهر شخصی به نام «خرشة بن حر»ّ است که از خرشه نیز در تاریخ یک روایت بیشتر نقل نشده است که روایت او نیز با سیره بزرگان صحابه مانند امام علی (ع) همخوانی ندارد.

فراموش نشود که خرشه مشهور به «یتیم عمر بن خطاب» بود. خرشه از پیامبر(ص) چنین روایت کرده است: «ستكون بعدي فتنة، النائم فيها خير من اليقظان، و الجالس خير من القائم، و القائم فيها خير من الساعي، فمن أتت عليه فليمش بسيفه إلى صفاة فيضربها به فيكسره …»، بعد از من فتنه به پا خواهد شد که اگر در آن فتنه کسی که خواب است از بیدار بهتر است و آنکه نشسته است از شرکت کنند برتر است و …. شایان توجه است

منظور شان از این فتنه جنگهای عصرامام علی (ع) بود.ناگفته نماند در رد این روایت، احادیثی از بزرگان صحابه به در منابع وجود دارد که کاملا با محتوای این رویات تناقض دارد. أبو ليلى غفاريّ، نقل می کند که از پیامبر شنیدم: « ستكون بعدي فتنة، فإذا كان ذلك فالزموا على بن أبى طالب، فإنه أول من يراني، و أول من يصافحنى يوم القيامة، هو الصديق الأكبر، و هو فاروق هذه الأمة، يفرق بين الحق و الباطل، و هو يعسوب المؤمنين، و المال يعسوب المنافقين».

«پس از من فتنه به پا خواهند شد و آنگاه بر شماست که از علی بن ابی طالب پیروی کنید چرا که او اول کسی است که مرا در قیامت خواهد دید و اولین کسی است که در آن روز با من احوالپرسی خواهد نمود و او ‏صدیق اکبر و فاروق امت اسلام است که بوسیله او می توان مرز حق و باطل را شناخت و اوست مهتر مومنان و دارایی و سرمایه مهتر منافقان است».

شگفت آنکه این روایت در دو کتاب الاستیعاب و اسدالغابه از علمای به نام اهل سنت آمده است.
به هر حال با کندو کاوی که انجام شد، آنچه که آشکار شد این است که تک حدیث خرشه بن حر، دروغ از آب درآمد و این مطلب احتمال دروغ بودن حدیث خواهرش را نیز دور از ذهن نمی نماید، چرا که این دو معمولا در گزارشهای تاریخی نزد رسول الله جایگاهی نداشته اند تا از آن حضرت سخنی بشنوند و آنچه خرشه نقل کرده، سخن مفرد و تنهایی بود که کذب بودنش مشخص شد.
از اینها که بگذریم و به سخن اصلی برگردیم، این نکته گفتنی است که در روایت «يكون في ثقيف كذاب و مبير» هیچ اشاره ای به مصداق کذاب و مبیر نشده است. واین اسماء بود که از جانب خود، برای این روایت نمونه سازی می کند. جالب آنکه همین روایت از زبان اسماء به گونه دیگر و این بار با اضافه ای، نقل شده است.

او می گوید از پیامبر شنیدم: «يخرج من ثقيف ثلاثة: كذاب و مبير و ذيّال». وی در مقام مصداق شماری، مختار را کذاب، و حجاج بن یوسف را مبیر معرفی می کند، و چون از نامبردن نفر سوم ناتوان می ماند، می گوید او در آینده ظهور خواهد کرد. فراموش نشود که این روایت در کتاب نعیم بن حماد نقل شده است، اما نکته جالب آنکه صاحب کنز المعمال این حدیث را به نقل از همین نعیم بن حماد این گونه نقل کرده است که : «یخرج من ثقیف ثلاثه: الکذاب، و الدجال و المبیر».

تامل در این احادیث نوعی آشفتگی در نقل و اسناد این حدیث را ثابت می کند.
شگفت انگیز تر آنکه همین اسماء دختر ابوبکر در نقلی دیگر همین روایت را چنین بدست می دهد که از رسول الله شنيدم فرمود:« دو مرد باشند از ثقيف يكى قتال و يكى كذاب». در این روایت مختار حذف می شود و اعلام می شود کذاب مسیلمه بود و قتال حجاج بن یوسف.

البته به نظر می آید در این کلام اشتباهی صورت گرفته است چرا که مسیلمه اصلا از ثقیف نبود بلکه از یمامه بود. و احتمالا این نمونه سازی از خرگوشی باشد نه از اسماء دختر ابوبکر.
برای بار چندم این روایت به سبکی دیگر از همین اسماء بدین گونه آمده است: رسول اللّه قال: «يخرج من ثقيف كذّابان، الآخر منهم أشرّ من الأول، و هو المبير». دو نفر از طایفه ثقیف ظهور خواهند کرد که دومی ایشان از اولی بدتر است و او ویرانگر است.

این روایت بدون هیچ توضیح و معرفی مصداق در کتاب بخاری نیز بدین گونه آمده است: «یخرج من الثقیف مبیر و کذاب».در اینجا مبیر به معنای ویرانگر بر کذاب به معنای دروغگو پیشی گرفته است در حالی که اگر مبیر حجاج بن یوسف باشد، او پنج سال بعد از شهادت مختار ظهور نمود.
یک دقیقه اینکه، این روایت به شکل دیگری و کاملا متمایز در سبل الهدی و از زبان پسر عمر نیز نقل شده است: و روى الطبراني في الكبير عن ابن عمر رضي اللّه عنهما أن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلم قال: «يخرج من المدينة مبير و كذّاب».

در اینجا به جای ثقیف که منظور طائف است، از شهر مدینه نام برده شده است و البته مصداق روایت نیز مشخص نیست. گفتنی است که نگارنده این روایت را در کتاب طبرانی نیافت. اما از آشفتگی های روایت اسماء که بگذریم، بالاخره معلوم نشد ذیال کیست؟ و اسماء خود نیز نمی دانست که چه کسی را ذیال بنامد.
یک نکته گفتنی است و آن اینکه، زمانی که حضرت علی در شان اهل کوفه نفرین کرد، و برای ایشان درخواست عذاب کرد، برای نخستین بار «ذیال» را نام برد.

چرا که روایت اسماء به سال ۷۳ برمی گردد اما روایت حضرت علی مربوط به سال ۴۰ هجری سات. ذیال حقیقتی بود که بعدها آشکار شد چرا که ذیال یعنی مردی که لباس (دامن) بلندی برای فخر فروشی می پوشد و این حجاج بود که این چنین لباسی می پوشید. و البته از سخن امام علی (ع) بر می آید که این سخن پیامبر نبود بلکه یک پیشگویی از حضرت علی بود و هیچگاه آن حضرت علی این سخن خود را مستند به رسول الله نکردند.

امير المؤمنين على (ع) اهل كوفه را چنین خطاب کرد كه خداوندا چنانكه من ايشان را به امين داشتم، و با من خيانت كردند، و من ايشان را نصيحت كردم، و ايشان با من كيد كردند، پس بر ايشان مسلط گردان جوان ثقيف را كه دامن دراز باشد.
در پایان پس از بررسی روایت کذاب بودن مختار، چنین بر می آید که این روایت را یکی از آل زبیر، یعنی همسر زبیر ساخته است و به پیامبر نسبت داده است در حالی که این روایت از هیچ کس دیگری شنیده نشده بود.

به نظر می آید که این روایت را آل زبیر پیش از این نیز برای مقاصد سیاسی خود، مورد بهره برداری علیه مختار قرار داده بودند تا بدین گونه پیروان مختار را از گرد او بپراکنند.

شایسته درنگ است که آل زبیر در بیان مقاصد خود از عایشه همسر پیامبر نیز استفاده می کردند تا آنجا که آنها در لوای همین انتساب به عایشه، روایات را جعل و اشاعه می کردند و برخی از روایات را به او و شماری را به پدرشان زبیر بن عوام منتسب می کردند. بدین گونه مختار نیز چون بسیاری از شخصیتهای سرشناس تاریخ اسلام در کمند جعلیات آل زبیر گرفتار می آید و به کذاب منتسب می گردد.

چرا به مختار کذاب گفتند

درباره ی jazab98.ir

همچنین ببینید

گل رز سیاه نماد چیست , رز سیاه نشانه چیست

گل رز سیاه نماد چیست | رز سیاه نشانه چیست

گل رز سیاه نماد چیست گل رز سیاه نشانه چیست